شایانشایان، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره

بابا و مامان و تو

چي دوست داري برات بخرم

1391/4/24 13:40
نویسنده : مامانی
368 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزيزم.

امروز کلي اينور و اونور تو اين اينترنت که جاي تلويزيون و مجله و کتاب و هر تفريحي که فکرش بکني برام گرفته، پرسه زدم و دنبال يک ليست کامل ازدرصورت باز نشدن تصوير گزينه show picture  را بزنيد

چيزهايي که لازم داري و دوست داري برات بخرم. عزيزم، دلم ميخواد برات همه چيزهاي خوشگلو بخرم. فقط موندم چه رنگي بخرم. پسرونه يا دخترونه.

تو فقط بيا مامان مي فهمه چه رنگي برات خريد کنه. شايد برات ليمويي خريد کنم. شايد سبز . راستي يک متر قدي ديدم دلم مي خواد بيايي و من هر ماه قدت رو اندازه بزنم. بزرگ شدنت رو ببينم. و وقتي هفت سالت شد اونموقع که مثل خيلي بچه هاي ديگه مي خواي بهونه کني و همش بگي چرا منو عروسيتون نبردين چرا من تو عکسهاي عروسي نيستم همرو نشونت بدم.

راستي تو خيلي خوشبختي عزيزم. کلي دورو برت بچه هاي خاله ها عموها عمه ها و دايي ها قراره باشن.

تازه بچه هاي دختر خاله ها هم باهات دوست مي شن.آخه فقط يک خاله داري اما دخترخاله ها مثل خاله مي مونن.الان همشون مامان هستند غير از خاله مهناز

حالا دوست داري يک دونه خاله که داري چي صداش کني. خاله يا عزيز. مي دوني تو اگه بيايي نگينش مي شي. اخه خاله عزيز جون غير من خواهري نداره منم تنبل بودم هنوز براش خواهر زاده نياوردم.

دلش غش مي ره که تو بيايي عزيزم. هر روز بهش زنگ مي زنم . اگه روش بشه هر روز سراغتو مي گيره که اومدي يا نه. اما خوب حداقل هفته اي يه دفعه سراغتو مي گيره.

پسرهاي عمه پروين و فريده  از تو بزرگترن بهت حسودي نمي کنن. 

عمه فاطمه خيلي دوستت داره. برات يک جفت جوراب خوشگل هم خريده.

عزيزم باباي بابا و مامان مامان نيستن که تورو ببينن اما عوضش باباي مامان(آقاجون) و مامان بابا (ماماني) منتظرن که بيايي. دلشون ضعف مي ره که تورو ببينن.

من و بابا هم که ديگه هيچي دلمون  مي خواد زودتر بيايي.ببين چقدر عزيزي بيا ديگه.

 

تاریخ ارسال 16 / 5 / 1390 در ساعت 14:24

 

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)