و اما غربالگری ....
و اما غربالگری ....
امروز با خاله مهناز رفتیم خانه بهداشت برای غربالگری چون روز بعد از تعطیلات نوروز بود کلی نوزاد برای غربالگری اومده بودند. خانم بهداشت می گفت که اول نی نی باید حسابی شیر بخوره بعداز 20 دقیه از کف پای شما پنح نمونه خون بگیرند برای تشخیص یک سری بیماری که در صورت اطلاع زودهنگام می شه به راحتی معالجه بشوند.
اما شایانی مامان سه بار سوراخ شد و خانم بهداشت نتونست ازش خون بگیره . خیلی عصبانی و دمق شدم. تازه خانم بهداشت یادش رفته بود که بگه من چسب پای تورو بکنم و خاله مریم گفت اگه نکنی پاش باد می کنه و دیدم کمی کف پای کوچولوی خوشگلت باد کرده بود. فردا دوباره با بابایی رفتیم بیمارستان کودکان نزدیک محل کار بابایی و اونجا ازت غربالگری گرفتند اما از دستت .خیلی خیلی گریه کردی صدات تا پایین دم در می امد و من ضعف کردم از صدای گریه تو عزیزم.
خیلی دلم برات سوخت عزیزم. به جای خوش امد گویی همش بهت سوزن زدیم اما خوب مامانی این برای سلامتی تو و اینکه بچه قوی باشی نیاز بود ضمنا خوشگل مامان شما فعلا حافظه دراز مدتت کامل نیست و واسه همین این خاطرات تو ذهنتت نمی مونه و من می نویسم که بدونی فردا برای نی نی خودت همین کارهارو باید بکنی و شاید مدلهای دیگه ای در ان زمان این کارها انجام بشه مهم اینه که بابایی خوبی باشی برای نی نی خودت مثل بابا که واقعا در قامت پدر بسیار برازنده و البته وظیفه شناس هست.
14/01/91


و اما غربالگری ....
