شایان جهانگرد به کیش می رود
من و شما و بابایی برای اینکه عمه فریده می خواست یک ماشین خوشگل بخره رفتیم کیش. راستش مامانی دومین مسافرت هوایش رو تجربه می کنه و البته تو هم یکبار تو دل مامانی باهاش همراه بودی. هواپیما درست موقع تیک آف ترمز محکمی زد و کاپیتان شایان گفت که هواپیما دچار نقص فنی شده. مارو بردند توی یک هواپیمای دیگه که اون هم بعد از یک و نیم ساعت معطلی درست شد و کاپیتان شایان از مسافران عذر خواهی کرد. اره خوشگلم خلبان هم اسم شما بود . کاپیتان اگه می دونست شما در زمان تاخیر چقدر بی تابی کردی از من هم شخصا عذر خواهی میکرد. اما جالب اینجاست که طبق معمول در حال حرکت خوابیدی و صدای غارو غار موتور هواپیما برات مثل لالایی بود اما من خیلی ترسیده بودم. احساس نا مطمئنی داشتم از سالم بودن هواپیما اما کاپیتان توضیح داد که مطمئن باشید که هواپیما کاملا سالم هست. وقتی رسیدیم کیش من از مهماندار خواستم که اجازه بده تواتاق پرواز ازت عکس بندازم و اونها هم با مهربانی قبول کردند. من دوست داشتم از شما در بغل خلبان عکس بندازم اما خوب خجالت کشیدم و خود خلبان ازمون عکس انداخت. خلاصه وقتی رسیدیم کیش انگار به عمه یک دنیای رو هدیه دادی با رفتنت خیلی خوشحال شد. باهم کنار ساحل بسیار زیبای خلیج فارس رفتیم و بابایی پاهای تورو کرد توی آب .
مسافرت خیلی خوبی بود غیر از موقعی که من یک ساعت شمارو پیش بابا گذاشتم و شما حسابی همه یکساعت زده بودی تو دنده و گریه کرده بودی. بابا خیلی خیلی ناراحت شده بود از دستم. حمامت کرده بود هر کاری باهات کرده بود ساکت نشده بودی.
خلاصه اینکه من و تو و آرمان برگشتیم و مامان جون پیش عمه فریده ماند.
واینم از عکسهای خوشگلت






شایان جهانگرد به کیش می رود
