شایانشایان، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره

بابا و مامان و تو

بازم واکسن (4 ماهگی)

1391/5/16 17:10
نویسنده : مامانی
187 بازدید
اشتراک گذاری

امروز با یک روز تاخیر رفتیم خانه بهداشت قبلش ازت یک سری عکس انداختم توی اتلیه مامان

آتلیه مامی1

آتلیه 2

آتلیه مامی3

خانم بهداشت قد و وزنت رو گرفت

قد: 62    وزن:6کیلو 400 گرم

راستش خیلی از وزنت راضی نبودم دوست داشتم حداقل 7 کیلو بودی. خانم بهداشت بهت واکسن زد و طبق معمول گریه کردی اما خوب زود ساکت شدی خیلی دلم سوخت اخه کلی ذوق کرده بودی که اورده بودمت بیرون . راستش خیلی ددری هستی .

الان سه هفته است که هی آب دهنت می ریزه . همش فکر می کنم می خواهی دندون در بیاری اما الان خیلی زوده . دکتر هم که زنگ زدم گفت به هر   حال دندان درآورده یک فراینده و یک دفعه تو دندون در نمی یاری بالاخره مرحله رشد کمی دردسر داره دیگه تازه کولیکت خوب شده که حالا رفتی تو بحث دندان در آوردن. اما حسابی شیرین و خوشگل شدی. عزیزم تبت به اندازه دو ماهگی سنگین نبود حتی محل واکسنت هم کوچکترین التهابی نداشت. دفعه قبل هم طوری نشده بود و من فقط محض احتیاط کمپرس آب سرد کردم. اما ایندفعه هیچی. فقط شب تا دم سحر بیدار بودم که یه وقت تبت بالا نره و بابا هم از سحر به بعد چون من دیگه خوابم برد. البته  عزیزمامانی گفت خیلی بعیده که با استفاده استامینوفن تب بالا بره اما می دونی دیگه تو نگین زندگی ما هستی با اون چشمای خوشرنگت که معلوم نیست خاکستریه، آبیه و یا سبزه و به هر حال ما عاشقانه مراقبت هستیم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

mohammadreza
16 مرداد 91 17:39
خوب نوشتی انشاالله موفق باشی


محدثه
16 مرداد 91 17:47
چه پسر نازی.مردی شده واسه خودش
الناز
17 مرداد 91 10:13
الهييي،ناناسي با اون چشم هاي قشنگت
راحيل
17 مرداد 91 10:38
واي نازي چه گل پسره خوش تيبي شدي عزيزم
مهسا
17 مرداد 91 10:57
ای جاااااااااااااااااااااااانم قربونه اون چشمای ناز بشم من هزار ماشالله.... عاشقشم
مامان مهرزاد جان
5 شهریور 91 13:34
ای جونم چه پسملی هستی شما خاله چه چشمای نازی داری ماشالله اگه دوست داشتین سری هم به وب مهرزاد جان بزنید و براش یادگاری بنویسید خوشحال میشیم