شایانشایان، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

بابا و مامان و تو

سورشایان

1391/5/15 20:24
نویسنده : مامانی
185 بازدید
اشتراک گذاری

امروز شایانم رو تنهایی بردم سه راه جمهوری . با تاکسی رفتیم. هر کس یه نی نی   کوچولو می بینه انواع تجربه ها و نصیحتها و لبخندهای مختلف رو نثار آدم می کنه. بالاخره رسیدیم و من یک لباس مهمونی برای پسرکم انتخاب کردم. معمولا قدیمها مهمانی برای نی نی ها روز دهم برگزار می شد اما خوب ما نتونستیم و گذاشتیم برای سه هفتگی شایان. راستش همه اقوام نزدیک به دیدن شایان امدند و همون روز اول در بیمارستان و یا بعد از امدن به خانه روی ماهت رو دیدند و همه حسابی شرمندمون کردند و برای تو و مامانی هدیه های خوشگل آوردند دستشون درد نکنه انشالا          جبران کنیم. اما خوب به هر حال چون خونه کوچیک بود و شاید کمی پذیرایی کردن تو جای کوچیک کم بابایی و من تصمیم گرفتیم به مناسبت خوش آمد گویی به شما و اعلام رسمی اسم شما به همه دعوتی از کسانی که تورو دوست دارند برای شام داشته باشیم.

مراسم در تالار آق بانو بود و همه کسانی که دعوت کرده بودیم آمدند و خیلی از دیدن روی ماهت خوشحال شدند. خوشگل من یک عضو تازه به غیر از تو به خانواده اضافه شده که همزمان با تو به بقیه معرفی شد. یک زن عموی جدید مهربون که از وقتی فهمیده تو قراره بیایی هی اسباب بازی های خوشگل  برات خریده و خیلی دوستت داره.

همه عمه ها و خاله ها و مامان جون ها با شادی به مهمونی شما امده بودند و همچنین آفاجون و دایی و خاله های بابایی. خلاصه همه خوشحال بودند که تو اومدی. شما هم خیلی گل شده بودی. من گذاشته بودمت توی کریر و همه برای دیدنت می آمدند.

عزیزم جشن تولدت مبارک. همه مون دوستت داریم.

 

25/01/91

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)