هديه هاي ني ني مامان و بابا
سلام عزيزم . سلام اميدم. نمي دونم دنياي تو چه شکليه. اما اين دنيا که قرار بيايي توش پر از احساسات نامرئيه که آدمها سعي مي کنند يک جوري اين احساس رو از قلبشون بيرون بکشن و نشان بدهند.
خوب از وقتي تو اومدي اين احساسات نامرئي به سمت تو هم نشونه رفته. مي دوني عسلم تو اين دنيا آدم ها به هم به نشانه دوست داشتن هديه مي دهند.
ماماني و عمه فريده و عمه فاطمه برات لباس خريدن. از لباسها عکس انداختم اما نمي شه بزارم تو وبلاگت.
خاله مريم هم يه لباس خيلي خوشگل واسه ماماني خريده. حسودي نکني ها.
عوضش خاله نازي يک قطار با واگن هاي چوبي برات خريده . اما چون مامان و بابا نمي دونن تو پسري يا دختر واسه همين خاله نازي گفته حروف اسمت رو بعدا برات مي گيره.
خاله محدثه هم يک دفترچه خوشگل قرمز برات گرفته که من برات چيزهاي قشنگ بنويسم که شايد يه روز بعد از ظهر که سوالهاي پي در پي ازم مي پرسي که من کجا بودم چطوري اومدم و....؟ منم همه جواباتو يکجا بهت بدم بخونيش.
الان بايد خيلي خيلي کوچولو باشي. اما مطمئنم از همين کوچولويي بلدي لبخند بزني. چون مامان فقط با لبخند تصورت مي کنه.
تاریخ ارسال 25 / 5 / 1390 در ساعت 15:03


هديه هاي ني ني مامان و بابا
