شایانشایان، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

بابا و مامان و تو

شایان غذا می خوره

پسر گلم رسما از روز 2 شهریور وقتی که هنوز 5 ماهش رو پرنکرده بود برای اولین بار شروع به غذا خوردن کرد. با دستور خاله مریم براش حریره بادام درست کردم. و شایان خیلی خوشش آمده بود و ملج و مولوچ کنان و با اشتها می خورد. جالب این که تو فاصله ای که قاشق بعدیو براش ببرم جیغ و داد می کردو هول می کرد. با این حرکتش احساس کردم چه ظلمی کردم که انقدر دیر شروع به غذا دادن کردم. احساس می کنم شایانی از ابتدای چهارماه نیاز به غذا داشته. ولی خوب می گن اگه غذا زود شروع بشه ممکنه نی نی زود از شیر سیر بشه و این خوب نیست. پسر گلم الان دیگه دو وعده با زور از ما غذا می گیره و حسابی همه جا می خزه و غلت می خوره. و از صبح که بیدار می شه شروع می کنه به زبون خودش حرف زدن...
16 شهريور 1391

مسافرت به کرمانشاه و همدان در پنج ماهگی پسرم

  بسیار سفر باید تا پخته شود خامی هفته پیش شایانم رو بردیم کرمانشاه و همدان دو روزه رفتیم که خیلی بهم سخت گذشت . عزیزم تو هم کمی بهونه می کردی. درست وقتی که من می خواستم غذا بخورم شما شروع می کردی به گله گذاری. حالا مگه دلت خالی می شد هی درد و دل می کردی که من می خوام برم خونه خلاصه انگار دلت برای آرامش خانه تنگ شده بود. ولی خوب فکر می کنم بیش از شما من خسته شدم. جز مسافرت هایی بود که کلا فقط خستم کرد. مدتش هم خیلی کوتاه بود می شه گفت بیشتر تو ماشین بودیم. البته شما تو ماشین می خوابیدی ولی خوب بعضی وقتها هم می گذاشتی به دنده گریه. آب هم اعتبار نمی کردم بهت بدم. عزیزم شما تو این پنج ماه سه چهار بار شمال رفتی یکبار کیش و یکبار ه...
5 شهريور 1391

من گشنمه غذا می خوام

شایان خوشگلم چند وقته که همش دلش می خواد از خوراکی هایی که ما می خوریم بخوره. همش دهنش آب می افته و همش دست و پا می زنه. بالاخره مشاهده این حالت به کرار باعث شد دیروز برم خانه بهداشت و سوال کنم که آیا می تونم غذارو برای پسرکم زودتر شروع کنم یا نه؟ خانم بهداشت گفت هیچ اشکالی نداره و از روی کارتی که بهمون دادند و نحوه تغذیه بچه تا یکسال داخلش به صورت تصویری شرح داده شده غذا رو برای شایانم شروع کنم. البته گفت اول شیر مادر بعد غذا. خانم بهداشت گفت حتما بهش آب جوشیده سرد بدم و هیچ اتفاقی برای پسرکم نمی افته. خدایا چقدر خوشحالم از اینکه می خوام برای پسرک گلم غذا درست کنم. امروز براش کمی آب جوش ریختم و چند قطره کم چای و کمی شکر و وقتی سرد...
5 شهريور 1391

شناخت و تجربه

پسر گلم امروز گذاشته بودمت رو تخت و تو داشتی طبق معمول با علاقه به وسایل اتاق نگاه می کردی. اما یه چیز جالب که صداهای عجیبی رو از گلوت در می آوردی و انگار خودت گوش می دادی. دو تا صدارو کشف کردی یکی یه جیغ نازک و یکی هم یک صدایی مثل صدایی که سنجد یک شخصیت کارتونی از خودش در می آورد. خیلی بامزه شدی عشق کوچولوی مامان و بابا. دوستت دارم هر موقع که یک معجزه تازه ازت سر می زنه  لبریز از شادی می شیم. 11/05/91
16 مرداد 1391

بازم واکسن (4 ماهگی)

امروز با یک روز تاخیر رفتیم خانه بهداشت قبلش ازت یک سری عکس انداختم توی اتلیه مامان خانم بهداشت قد و وزنت رو گرفت قد: 62    وزن:6کیلو 400 گرم راستش خیلی از وزنت راضی نبودم دوست داشتم حداقل 7 کیلو بودی. خانم بهداشت بهت واکسن زد و طبق معمول گریه کردی اما خوب زود ساکت شدی خیلی دلم سوخت اخه کلی ذوق کرده بودی که اورده بودمت بیرون . راستش خیلی ددری هستی . الان سه هفته است که هی آب دهنت می ریزه . همش فکر می کنم می خواهی دندون در بیاری اما الان خیلی زوده . دکتر هم که زنگ زدم گفت به هر   حال دندان درآورده یک فراینده و یک دفعه تو دندون در نمی یاری بالاخره مرحله رشد کمی دردسر داره دیگه تازه کولیکت خوب شده که...
16 مرداد 1391

یک معجزه دیگه

امروز شایان برای اولین بار بدون لالایی و بغل گرفتن و یا رو پا تکان خوردن وسط اتاق و در حال بازی لالا کرد. خیلی برام تعجب انگیز بود مخصوصا که 4 ساعت هم خوابید البته وسطهاش بهش شیر دادم. خیلی خوب بود من کلی به کارهای عقب افتادم رسیدم . الهی مامان قربون معجزه هات بره.   09/01/91 ...
16 مرداد 1391