خوش اومدي عزيزم
کوه با اولين سنگ و انسان با اولين درد آغاز مي شود(احمدشاملو) سلام عزيز دلم که به اندازه يک عدس کوچولو هستي. چه ناگهاني و غير منتظره اومدي. نمي دونم کي اومدي ولي مارو پنجشنبه با خبر کردي از اومدنت. چند وقتي بود دل درد داشتم براي اطمينان از اينکه نکنه اومده باشي يک تست بي بي گرفتم. چشمام چهارتا شد. ظرف دو ثانيه تست قرمز پررنگ شد. عزيزم تو خيلي قوي هستي. اخه مامان يک دفعه محکم زمين خورده. يک عالمه با بابايي سوار موتورشدم رو دست انداز اما تو سفت منو چسبيدي ...الهي قربونت برم. وقتي به بابا گفتم ،اولش فکر کنم متوجه نشد ،انقدر که غير منتظره اومده بودي. بعد کلي ذوق کرد. تبريک گفت به من که مامان شدم. منم بهش تبريک گفتم که...
نویسنده :
مامانی
13:43




