دوست ندارم آروم باشي
سلام پسرکم. عزيز دلم . اميد تازه زندگيم. بهونه قشنگ نفس کشيدنم. انگار تا الان فقط عمرم رو گذروندم تا تو بيايي و با عشق تو تازه زندگيو شروع کنم. نمي دوني وقتي حرکت مي کني چه لذتي داره. همونطور که نمي دوني وقتي ارومي مامان چقدر بهم ريخته مي شه. چند روز پيش نمي دونم چرا انگار خواب بودي. دو روز تکون هاتو احساس نکرده بودم. خيلي صبر کردم خيلي صدات کردم. حتي گاهي در زدم اما اصلا انگار نه انگار . فکر کنم اول دي بود و رفتي تو خواب زمستوني . پسرکم مگه تو بچه خرسي عزيزم که زمستون بخوابي. ديگه طوري شد که اومدم شرکت از عالم و آدم شاکي بودم. دلم مي خواست جيغ بزنم که پسرکم بيدار بشه. چون شنيدم شما ني ني ها خيلي شيريني جات دوست داريد، صبح...
نویسنده :
مامانی
13:48


